قهرمان ميرزا عين السلطنه

1707

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

قيمتها از تشنگى لاعلاج به مهمانخانهء راه‌آهن رفتم . يك شيشه آب جو از ميان يخها بيرون آورده داد خنك بود و تا آخرش خوردم . بيست كپك قيمت گرفت . از ساير چيزها ارزانتر است . بعضى چيزها خيلى گران است . سيگار پنجاه عدد سى كپك بود . در دكانها بواسطهء ماليات زياد كه گرفته مىشود همه‌چيز از طهران گرانتر است جز نان و گوشت . هيچ‌چيز بىماليات نمىشود . شيشهء كوچك « وتكا » كه در طهران دو هزار است اين‌جا چهار هزار و ده شاهى به پول ماست . فقط آب جو از طهران ارزانتر است . در همهء اين‌جاها كپك را « تين » و منات را « سم » مىگويند . سمرقند مختصر ساعت ده فرنگى وارد استاسيون سمرقند شديم . با بخارائى و آن صاحب منصب روس دست داده پائين آمدم . درشكه سوار شده گفتم « قستين » كه هوتل باشد ببرد . چراغهاى برق و باغچه و فوارهء خوبى جلوى استاسيون بود . از خيابانهاى قشنگ گذشت . پليسها گاهى سوت مىزدند . خيلى راه برد . دكانها بسته و عبور با وجودى كه به نصف‌شب خيلى مانده بود كم بود . بعد طى مسافت زياد در خانهء محقرى ما را پائين آورد . در زيادى زديم تا يك نفر مرد با چراغى آمد . داخل اطاقى شديم . هيچ بساطى كه علامت هوتل باشد ديده نشد . بعد از مدتى علم و اشاره معلوم شد هوتل نيست و نفهميدم كجا بود . آخر به ياد من افتاد نمره بگويم . گفتم و ما را مجددا سوار كرده برد نزديك خانه‌اى كه از آنجا صداى موزيك مىآمد . صاحب‌خانه ما را دلالت به اطاقى كرد . تا تاريك بود چيزى از كثافات اطاق و مبل آن معلوم نشد . پس از روشن شدن چراغ همه‌چيز كثيف چرك و منحوس به‌نظر آمد . ديگر ممكن نبود جاى ديگر برويم . ناچار رحل اقامت انداختيم . زنگ زده مرد كه آمد . هرچه حرف زديم حالى نشد . صورت لغت را بيرون آورده به‌زحمت شام خواستم . گفت نداريم . بىشام ، راضى به‌قدرى نان شديم آورد . روز در راه‌آهن ابدا از شدت گرما ناهار نخورده ، شب قبل هم كه از قضيهء كباب و ارمنى اطلاع داريم . امشب هم گرسنه بايد خوابيد . قدرى من تقى را نگاه كرده قدرى او مرا . حالت تقى بيشتر خنده داشت . طورى به مرد كه نگاه مىكرد كه مىخواست كله‌اش را كنده عوض شام بخورد . رفت ديگرى را آورد . به اشاره حالى كرد در خارج اين‌جا كه موزيك مىزنند شام هست . جلو افتاد رفتيم . همين‌قدر كه خلق ما از ندانستن زبان تنگ است يقين دارم چندين برابر آنها از اين مهمانهاى زبان‌نفهم اوقاتشان تلختر است .